تو گمون کردی بری خاطره هاتم می میره
روزای رفته برام رنگ سیاهی می گیره
اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم
نمی تونم که تورو همیشه ازیاد ببرم
من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه
همه ناله های من از رو نگاه دوریه
تورو دیدن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بی کسی و شب با تو پایان می گیره
همه رگهام از حرارت نگات خون می گیره
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته .![]()
"خدا ببین حرمتت و شکستن مریم باکرت و به گلوله بستن
ببین افتادیم گیر یه مشت درنده ببین قیمت آدم اینجا چنده"
تو با نیگات چی میخواستی بگی ندا من خفه خون نمیگیرم این صدا
جاریه توی کوچه پس کوچه های شهر از خون تو قرمز سنگ فرشا
بخواب چشماتو رو هم بذار ندا دیگه ترسی نداری که چی میشه فردا
بخواب که اگه من و ما بیداریم اسم تو تکثیر میشه تو خیابونا
دست از خونش بردارین بند نمیاد این خون هزار ساله که جاریه
این خون ندا نیست خون وطنه وطن غریب وطنی که بی کفنه
وطنی که از توش من و فراری دادن آدمایی که حتی با خودشون بدن
چه انتظاری که کسی مث ندا رو نکشنش و به گلوله نبندن
من ولی اما اگر شاید دیگه نمیگم فقط یه چیز باید
من حقم و میخوام و صد تا مث ندا تو خیابونن همه یک صدا
بکشید مارو حق گرفتنیه حق می مونه نا حقه که رفتنیه
تا وقتی که کسی حقمون و نداده هر روز هر شب همین بساطه
"شاهین نجفی"



