خداحافظ مادربزرگ!

هنوز عصایت روی زمین تنهاست.
شاید او هم باور ندارد.
مثل همه
هیچ کس باور نمی کرد رفتنت را
در آن صبح دلگیر آدینه
انگار صورتم خیس شد
آن هنگام که خوابیده بودی
وصدای ناله ی مادر اتاق را پر کرده بود
وچه آرام خوابیده بودی ![]()
+نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت21:5توسط مژده |


