تبليغاتX
ایمان بیاوریم به آغازفصل سرد.... - عصیان بندگی

ایمان بیاوریم به آغازفصل سرد....

عصیان بندگی

شاه بیت نمازم

...تو چه هستی ای همه هستی ما از تو

تو چه هستی جز دو دست گرم در بازی

دیگران در کار گل مشغول و تو در گل

می دمی تا بنده سر گشته ای سازی

 تو چه هستی ای همه هستی ما از تو

جز یکی سدی به راه جستجوی ما

گاه در چنگال خشمت میفشاریمان

گاه می آیی و می خندی به روی ما

تو چه هستی ؟ بنده نام و جلال خویش

دیده در آینه دنیا و جمال خویش

 هر دم این آینه را گردانده تا بهتر

بنگرد در جلوه های بی زوال خویش

برق چشمان سرابی  ‚ رنگ نیرنگی

شیره شبهای شومی  ‚ ظلمت گوری

شاید آن خفاش پیر خفته ای کز خشم

تشنه سرخی خونی  ‚ دشمن نوری

خود پرستی تو خدایا خود پرستی تو

کفر می گویم تو خارم کن تو خاکم کن

با هزاران ننگ آلودی مرا اما

گر خدایی در دلم بنشین و پاکم کن

لحظه ای بگذر ز ما بگذار خود باشیم

بعد از آن ما رابسوزان تا ز خود سوزیم

بعد از آن یا اشک یا لبخند یا فریاد

فرصتی تا توشه ره را بیندوزیم

"فروغ"

+نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت11:3توسط مژده |